|
کاش این فاصله ها هر گز نبود . باورم کن من آمده ام که این فاصله ها رو بر دارم.
من آمده ام تا عاشقانه در کنارت بمانم مهربانم .
من قدم به قدم آهسته این فاصله را بر می دارم تا تکیه گاه خستگی هایت باشم .
آمدم از شب پرستاره تا سحر در کنارت باشم وعطر زیبای گل یاس را تقدیمت کنم.
مهربانم ، من این جدایی را میشکنم این سکوت تلخ دلتنگی را از بین می برم.
من آن نگاهت را میخواهم که بار دیگر مرا با محبت آشنا کند.
مهربانم به قلب عاشقت سوگند که تنها تو هستی عشق من در شبهای تنهاییم.
می خواهم ترانه وفا و عشق را من و تو با هم زمزمه کنیم. می دانی قصه عاشقانه من وتو به شیرینی قصه ی لیلی و مجنون است. کاش این فاصله ها که ما رو از هم جدا کرد هرگز نبود .کاش این فاصله ها نبود

دوست دارم تو چشمات یه نم بارون بزنه
نگاه من با نگات یه گپ آروم بزنه
نمی خواستم که بگم دوستت دارم ، اما می گم
چون نمی خوام که دلم حرفاشو آروم بزنه
دوست دارم وا بکنم پنجره ها رو ، رو به تو
تا شاید هوای ذهنم باد و بارون بزنه
دوست دارم باغچه ها رو پر کنم از صدای تو
شاید اون گوشه ی باغچه گل شمعدون بزنه
تو ، دلت مثل یه ابره ، اما کاش ابر دلت
توی لحظه های غصه ش ، کمی بارون بزنه
صدای ساز دلت نرمه و کوکه ولی باز
چی می شد بلبل عشقت کمی آروم بزنه
من نمی گم که گلم ، نغمه هاتو دوست نداره
دوست دارم دست دلت ، گلم رو آروم بزنه
دوست دارم پنجدری رو ، وا بکنم به روی تو
بشینم منتظرت ، دلم برات شور بزنه
زخمه ی ساز دلت ، که با نگات جون می گیره
این صدایی که می خوای شور و همایون بزنه

|